خرید بک لینک
فهمیدن اینکه نادانی به تو کمک می کند که حرکت کنی و دانا شوی و این دانا شدن کلیت نمی آورد بلکه با دانستن بیشتر، در واقع بیشتر متوجه می شوی که نادانی و همین است که هرگز دست از علم بر نمی داری....

برچسب: نویسنده: مهران سامانی تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت: 3:06


عاشق شدن مثل مرگه که انسان رو می بره به ناکجا آباد و خدا می داند ناکجا،کجا میشه... اگر روزی شنیدید مُردم التماستون میکنم! فقط لبخند بزنید واقعا نمیخوام کسی اشک بریزه ولی اگر میخوایید اشک بریزید بیایید توی زندگی هامون قدر هم رو بدونیم نه بعد از مرگمون کی میاد که شروع کنیم برای یک زندگی که حداقلش برای من و توی نوعی زندگی از مرگ شروع نشه بلکه زندگی از زندگی شروع بشه...

برچسب: نویسنده: مهران سامانی تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت: 3:06


عاشق شدن مثل مرگه که انسان رو می بره به ناکجا آباد و خدا می داند ناکجا،کجا میشه... اگر روزی شنیدید مُردم التماستون میکنم! فقط لبخند بزنید واقعا نمیخوام کسی اشک بریزه ولی اگر میخوایید اشک بریزید بیایید توی زندگی هامون قدر هم رو بدونیم نه بعد از مرگمون کی میاد که شروع کنیم برای یک زندگی که حداقلش برای من و توی نوعی زندگی از مرگ شروع نشه بلکه زندگی از زندگی شروع بشه...

برچسب: نویسنده: مهران سامانی تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت: 3:06


عاشق شدن مثل مرگه که انسان رو می بره به ناکجا آباد و خدا می داند ناکجا،کجا میشه... اگر روزی شنیدید مُردم التماستون میکنم! فقط لبخند بزنید واقعا نمیخوام کسی اشک بریزه ولی اگر میخوایید اشک بریزید بیایید توی زندگی هامون قدر هم رو بدونیم نه بعد از مرگمون کی میاد که شروع کنیم برای یک زندگی که حداقلش برای من و توی نوعی زندگی از مرگ شروع نشه بلکه زندگی از زندگی شروع بشه...

برچسب: نویسنده: مهران سامانی تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت: 3:06

بگسستم از نگاهت مهسای خوب و زیبا

ای نازنین نگارم، ای مه توو نگاهت

نازل کن از درونت

بنداز بند خوبی در آسمانم امشب

شیدای من شب من

بی تو گذر ندارد

برچسب: نویسنده: مهران سامانی تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت: 3:06

نه فراموش کنم یاد تو را زیبا رو

نه کنم قهر، نه اندازه شود اندوهم

همه افسوس که امروز گرفتار شدم

چه کنم دربه درم، در به در پرسش عشق

و من از ناحیه ی تنهایی معذورم

که به هر جا رفتم

یک نفر تنها بود

و چراغی در دست

که کند شاید او

راه یک انسان را

اندکی او روشن

چه بگویم که منم تنهایم

با زمان خفتم و از بند روان آگاهم

بر من امروز مگیر از شرفت ای زیبا

عیب یا غم به کنایه از من

برچسب: نویسنده: مهران سامانی تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت: 3:06

من غمگینم

چو نگاه مهجور عاشق

چو تنهایی قوی زیبا

و چشمان ماه از آسمان

همیشه قدمت مرا می سنجد

من قدمتم به اندازه عشق توست

برچسب: نویسنده: مهران سامانی تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت: 3:06


عاشق شدن مثل مرگه که انسان رو می بره به ناکجا آباد و خدا می داند ناکجا،کجا میشه... اگر روزی شنیدید مُردم التماستون میکنم! فقط لبخند بزنید واقعا نمیخوام کسی اشک بریزه ولی اگر میخوایید اشک بریزید بیایید توی زندگی هامون قدر هم رو بدونیم نه بعد از مرگمون کی میاد که شروع کنیم برای یک زندگی که حداقلش برای من و توی نوعی زندگی از مرگ شروع نشه بلکه زندگی از زندگی شروع بشه...

برچسب: نویسنده: مهران سامانی تاريخ: سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت: 3:06

صفحه بندی