برچسب:
نویسنده: مهران سامانی

برچسب:
نویسنده: مهران سامانی

برچسب:
نویسنده: مهران سامانی

برچسب:
نویسنده: مهران سامانی
ای نازنین نگارم، ای مه توو نگاهت
نازل کن از درونت
بنداز بند خوبی در آسمانم امشب
شیدای من شب من
بی تو گذر ندارد
برچسب:
نویسنده: مهران سامانی
نه کنم قهر، نه اندازه شود اندوهم
همه افسوس که امروز گرفتار شدم
چه کنم دربه درم، در به در پرسش عشق
و من از ناحیه ی تنهایی معذورم
که به هر جا رفتم
یک نفر تنها بود
و چراغی در دست
که کند شاید او
راه یک انسان را
اندکی او روشن
چه بگویم که منم تنهایم
با زمان خفتم و از بند روان آگاهم
بر من امروز مگیر از شرفت ای زیبا
عیب یا غم به کنایه از من
برچسب:
نویسنده: مهران سامانی
چو نگاه مهجور عاشق
چو تنهایی قوی زیبا
و چشمان ماه از آسمان
همیشه قدمت مرا می سنجد
من قدمتم به اندازه عشق توست
برچسب:
نویسنده: مهران سامانی

برچسب:
نویسنده: مهران سامانی